این یاد داشت متعلق به بیش از بیست سال پیش است. درست این بود که به ترجمه آقای کزازی ارجاع می دادم اما می دانم که هیچوقت چنان فرصتی برایم پیش نخواهد آمد.
« ايليادو اديسه اثر همر ترجمه سعيد نفيسي «انتشارات» بنگاه ترجمه و نشر كتاب چاپ1349 »
ترجمه نفيسي براي خواننده آماتور روان و سليس است ولي براي محقق فرهنگ شناسي و مردم شناسي نواقصي در بر دارد زيرا مترجم براي واژه هايي كه هومر بكار برده از واژه هاي قابل فهم عموم استفاده كرده در حاليكه همين واژه ها براي يك محقق بسيار مهم اند.
در هيچ جاي كتاب اثري وجود ندارد كه ثابت كند در عهد هومر از اسب براي سواري استفاده مي شد، گويا زين و لگام و دهنه هنوز ابداع نشده بود. هر جا از اسب استفاده مي شد در ارتباط با گردونه(ارابه) است و می دانیم كه پس از اين كه آدمي اسب را اهلي كرد -و اين كار گويا در دوران نوسنگي در ده الي هفت هزار سال پيش صورت گرفت، تا هزاران سال نميدانستند که با دهنه زدن به اسب و استفاده از لگام و زين مي توان مستقيماً بر پشت اسب نشست و بدون كمك از گردونه به سرعت حركت کرد. در ایلیاد شواهدي از اين كه اسب را مستقيماً براي سوار کاري استفاده كنند وجود ندارد. گويا کشف اسب سواری ابتدا توسط قبايل آسيای ميانه صورت گرفت و آن ها نخستین سوار کارانی بودند كه بر پشت اسب نشستند و به تاخت به سر زمينهاي ديگر راندند و از راههاي صعب العبوري به سرعت رد شدند كه با وجود گردونه هرگز نمي شد از آن راه ها به سرعت و به آساني رد شد. ابداع دهنه و لگام و زين، سرعت مانور قبايل ابتدايي را به شدت افزايش داد و موجب برتري قاطع سواره نظام بر پياده نظام گرديد